تبليغاتX
شب کلاه درد

                                                          یادش سبز!!!

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:4 توسط مهدی ایرانی |


سلام

مدت زيادی است که می خوهم مطلب جديدی بگذارم شاعرانگی ها من را به بازی گرفته بود سعی کردم نظرات شما عزيزان نصب العين قرار دهم حاصلش اين غزلی شد که می بينيد. ديگر نمی دانم ....باشد که مقبول بيفتد.

 

برگشت و خاطرات خودش را مرور کرد

مردی که بی بهانه زعشقت عبور کرد

وقتی شنید وصله ناجور تو شده

خود را درون  قلب تو زنده به گور کرد

از بی تفاوتی تو دلگیر و خسته بود

هر شب شکایت از تو به سنگ صبور کرد

خنجر به پشت  و زخمی تیغ  نگاه رفت

نفرین به دست بی نمک و چشم شور کرد

از جان  گذشته بود  چون اسپند  بهر تو

آتش گرفت و چشم حسود از تو دور کرد

یک روز بعد حادثه عنوان تازه ای

بر ذهن پیشخوان خبر ها   خطور کرد

نشریه ای نوشت که مجنون دیگری

در عصر عشق های دروغین ظهور کرد

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:35 توسط مهدی ایرانی |